افسوس
بعد از مدتها یه روز در کمال سرخوشی دلت میگیره تا به خودت بیای میبینی رفتی به سالهای قبل و در کمال ناباوری یه بغض قدیمی گلوت رو فشار میده و از خودت متنفر میشی به خاطر همه حماقتهات .
بعضی زخمها کاری تر از اونن که فکر ش رو می کنی .دارم فکر میکنم بهتره آدم ضارب باشه یا مضروب؟!!!
عرق !
اینجا آسمان ابریست ،
آنجا را نمیدانم...
اینجا شده پائیز ،
آنجا را نمیدانم...
اینجا فقط رنگ است ،
آنجا را نمیدانم...
اینجا دلی تنگ است ،
آنجا را نمیدانم...
هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!
نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن ...
استاد دکتر علی شریعتی
مصاحبه های آبکی تلویزیونی
مجری:شما روزه تون رو با چی باز می کنید
پاسخ آقای مصاحبه شونده : با یاد خدا .
نتیجه گیری؟؟در طول روز و زمان روزه داری ایشان از یاد خدا غافلند تا روزه شان باز نشود ؟؟؟
لاک پشت دوست داشتنی من
لاک پشت کوچیکی داشتم که هر وقت سرش رو از لاکش در می آورد من متعجب از شبا هتش به خواننده محبوبم می شدم .
این روزها که همه رو میزشون قرآن گذاشتن و به اصطلاح مشغول ختم قرآن هستند از اطاق من صدای قمیشی بیرون می ره
فکر کنم به زودی از اینجا دیپورت شم و برم سراغ پرورش لاک پشت.

دنیای مجازی
یکی از وب لاگهای که مرتب می خونم وب لاگ ویولته . وقتی می بینم از مرگ دوستی مجازی که به گفته خودش تا حالا همدیگر رو ندیدن این طور بهم ریخته یه بار دیگر به این باور می رسم که احساسات تو این دنیای مجازی ابعاد وسعیتری پیدا می کنه تا دنیای وافعی خودمون .
یه ضرب المثل داریم که می گه از دل برود هر آنکه از دیده برفت حالا جای این قضیه تو دنیای مجازی کجاست ؟
فکر می کنم اینجا ما برای دیدن افراد فقط از احساسمون استفاده می کنیم و بدون دیدن افراد ، درست یا غلط ،برداشتمون از افراد مبتنی بر تفکر و احساسمونه . اینه که باعث میشه ابعاد احساس حتی وسعیتر از دنیای واقعی باشه .
* * * * **
پ.ن:
وب لاگ دو دوست عزا داره : ویولت برای نوید و مزدور برای عطا .روحشون شاد و آرزوی صبر برای خانواده هاشو ن دارم .
بارون
دو سه روزه که یه بارون خیلی آرامش بخش داره می باره .یه جای هم پیدا نمی شه که بدور از چشم های متعجب بری بشینی زیر بارون .دیروز ٢ تا پسر بچه با چتر های بسته رو دیدم که زیر بارون با خوشحالی می دویدند و با هم شو خی می کردن کلی حسودیم شد
خلاصه تو این هوای بارونی جو گیر شدم و سلامی کردم به حافظ و جویای احوال شدم زده پس گردنم اونم محکم
و میگه یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور !!
افسردگی اجتماعی
دقت کردین همه کارها یه جورای کند پیش می ره ؟؟؟ همه می نالند از کسادی بازار و مشتری !!!!!شاید بشه اسمش رو گذاشت افسردگی اجتماعی ؟!
من گردن شکسته هم که مادرزادی افسردگی اجتماعی داشتم حالا دیگه به حالت بحرانیش احتمالا رسیدم و همین روزهاست که یه کاری دست همه بدم
*********** *********** ***********
خیلی ها این روزها این همه سقوط هواپیماها و اختلال در خطوط هوایی رو ناشی از سیستم ارسال پارازیت می دونند !!!!نمی دونم چند درصد این خبر درسته !!!!!!!!!! منتظرم همین روزها یکی به من بگه تمام ساعاتی که فکر می کردیم بیداریم و زندگی می کنیم خواب بودیم و در حقیقت خوابهامون زندگی ما بود ه
حالم خیلی بده نه ؟؟؟؟
دل درد
امروز دلم گرفته . 
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ایوان میروم و انگشتانم را
بر پوست کشیده ی شب میکشم
چراغهای رابطه تاریکند
چراغهای رابطه تاریکند
پی نوشت!!
به نظر من که بازی گرفتن احساسات آدمها به مراتب سخت تره چون می بینی که مستقیما به شعورت توهین شده ! و نتیجه اش این می شه که بسوزی و بسوزی و شاید هم نسازی !! 
من قطاری دیدم که سیاست می برد و چه خالی می رفت
خدا رو شکر می کنم که اهل سیاست نیستم .
به اکثر وب لاگهای که سر زدم فقط سکوت درد آلودی رو دیدم . حالا به نظر شما سر آدم رو قطع کنن سخت تره یا اینکه احساسات آدم رو به بازی بگیرن؟؟؟؟
نظرات ()
