اين يه نوشته مخصوصه برای ثبت اين تاريخ و اين لحظه برای خودم

   + nava neshat - ٥:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۳٠

 

   + nava neshat - ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/٢٩

 

آنکس را که دوست میداریم همه گونه حقی بر ما دارد

حتی اگر ما را دوست نداشته باشد نمیتوان از او رنجشی به دل گرفت

بلکه باید از خود رنجید که چرا آنقدر کم شایسته محبت بوده ایم

چند نفر هستند که می تونن ديگران رو اينجوری دوست داشته باشند؟؟؟

 !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

هميشه صبح جمعه نشستن پشت کامپيوتر و  خوندن وب لاگ و مطالب ديگه رو به هر کاری ترجيح می دم اما امروز می خوام بزنم بيرون .... من رفتم ...

   + nava neshat - ۱٠:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/٢٥

 

 

نه به آبی ها دل خواهم بست ،

نه به دریاها،...

دور باید شد ، دور ...

 

   + nava neshat - ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱٩

مردم

کاشکی اين مردم دانه های دلشان پيدا بود .........

   + nava neshat - ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱٧

فقر در کمال زيبايی






استاد اردشیری رو که می شناسید؟؟

اینجا رو هم ببیند


   + nava neshat - ۳:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱٢

 

عجب بارونی عجب ترافيکييييييييييييی

   + nava neshat - ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/٦

شادی و غم

شعر هم شعرهای قدیم : کاش این آشنایها نبود یا که ...........   

تا حالا شده ماجرایی باعث بشه که شما احساس غم و شادی رو تواما داشته باشید ؟؟؟این بدترین نوعه احساسه!!!یه جور احساس دوگانه است که باعث سردرگمی می شه !!

این روزها من این جوریم ..... باید سعی کنم کفه شادیشو سنگین تر حس کنم  ............

اما از حالا احساس دلتنگی می کنم ..... 

پنجشنبه 10/10/83 یکی از روزهای بیاد موندنی زندگیم می شه .....

   + nava neshat - ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/٥

 

سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

آنچه خود داشت زبيگانه تمنا می کرد

   + nava neshat - ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱٠/۱