بعد مدتها که فکر می کنی اتفاقات مهمی رو پشت سر گذاشتی یه وقتی می شه که خارج از دید چشمهای پلاستیکیت نگاه می کنی به اطرافت اونوقت می بینی که تمام مدت رو طاقچه نشسته بودی .

   + nava neshat - ۱:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٩

خاطرات هاشور زده

دستهایم انگار ورق می‌خورند و من زیر سقف پر ستارة روستا‌، کودکی‌های تو را

 

نقاشی می‌کنم‌. کودکی‌هایی که لبریز از گندم و مردم نیست‌. کودکی‌هایی که پر از

 

بابونه‌های لگدمال شده است‌، با خاطراتی هاشور زده‌.

 

دست‌هایم انگار ورق می‌خورند‌، بی‌آن که آرزویی داشته باشم‌، به تو می‌رسم‌. با

 

نگاهی تکه‌تکه و آینه‌ای که همیشه «‌واژگونم‌» می‌کند‌.

 اما فراموش نکن خوشبخت‌تر از من درخت بهار نارنجی است که حرف های در گوشی

 

تو را در باد شنیده است و برای همه تکرار می‌کند‌.

نوشته های بالا از وب لاگ چرا اسم تو لیلا نیست برداشتم ٬ من که از نوشته هاش خوشم اومد .

*********************

هر چه که زمان می گذره من بیشتر می فهمم که چقدر کارها تو کشور ما کیلویی انجام می شه هر چی پیش آمد خوش آمد ... چند نفر وارد و ناوارد می شینن اون بالا طرح می دن و تصمیم میگیرن حتی بعضی وقتها طرحهای خیلی خوب هم  (البته اگر خوب اجرا بشه ) به به و چه چه و اختصاص بودجه کلان از پول این مردم بدبخت و گرفتار به این موضوع و والسلام ....... بقیه اش می شه کاغذ بازی .....نه قانونی نه بررسی بازخورد این طرح ..........

آقای احمدی نژاد بجای پرداختن به شعار عدالت اجتماعی به مدیران دولتت مدیریت زمان ٬ برنامه ریزی و کنترل رو یاد بده که در اینصورت عدالت اجتماعی خودبخود ایجاد می شه

****************

گاهی اوقات واسطه خرید کامپیوتر برای دوستان می شم بعد یه وقتهای می بینم که تمام حواس خانوم خونه متوجه هماهنگ بودن رنگ مانیتور یا دکمه های کی بورد یا حتی ماوسه و از یه طرف همهاهنگیش با پرده و رنگهای کتابهای کتابخونه است کلی خجالت می کشم  حالا تا یه حدی هما هنگی تو رنگ و شکل اینها خوبه اما آخه دیگه این همه اونم برای خرید   کامپیوتر  .....حالا فرض کنید کیسهای هنری مثه این کدو تنبل متداول شه اونوقت دیگه چی می شه ؟؟؟؟

   + nava neshat - ٩:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۸

کودکی رو به این سمت می اید

..........

....................

 این تن بی شب و روز
پشت باغ سراشیب ارقام
مثل اسطوره می خفت
فکر من از شکاف تجرد به او دست می زد
هوش من پشت چشمان او آب میشد
روی پیشانی مطلق او
 وقت از دست می رفت
پشت شمشاد ها کاغذ جمعه ها را
 انس اندازه ها پاره می کرد
این حراج صداقت
مثل یک شاخه تمر هندی
 در میان من و تلخی شنبه ها سایه می ریخت
یا شبیه هجومی لطیف
قلعه ترسهای مرا می گرفت
دست او مثل یک امتداد فراغت
در کنار تکالیف من محو می شد
واقعیت کجا تازه تر بود ؟
 من که مجذوب یک حجم بی درد بودم
گاه در سینی فقر خانه
میوه های فروزان الهام را دیده بودم
در نزول زبان خوشه های تکلم صدادارتر بود
 در فساد گل و گوشت
نبض احساس من تند می شد
از پریشانی اطلسی ها
روی وجدان من جذبه می ریخت
شبنم ابتکار حیات
 روی خاشک
 برق می زد
یک نفر باید از این حضور شکیبا
با سفر های تدریجی باغ چیزی بگوید
یک نفر باید این حجم کم را بفهمد
دست او را برای تپش ها اطراف معنی کند
قطره ای وقت
روی این صورت بی مخاطب بپاشد
یک نفر باید این نقطه محض را
در مدار شعور عناصر بگرداند
 یک نفر باید از پشت درهای روشن بیاید
گوش کن یک نفر می دود روی پلک حوادث
 کودکی رو به این سمت می اید

   + nava neshat - ٢:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٧

جاده زندگی

خب زندگیه دیگه باید با هاش بپیچی

***************************************

در زمان جهالت بنده یه دوستی داشتیم که میگفت :

خوش به حال تخته سنگ    که نداره دل تنگ   

 تازه گرفتم که بنده خدا چی می گفت . 

****************************

شناختنیش که یانگومه بانوی دربار  بازم عکس ازش هست۱ ۲

   + nava neshat - ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٥

 

Eror 128 سیستم زمان

 نگاه به ساعت میندازین و می بینین که عقربه ها دارن بر میگردن !اونوقت یه اختیاراتی هم به شما داده شده روزهای تلخش رو سریعتر عقب می برید و روزهای خوبش رو چند بار تکرار می کنید !!نه دلتونو خوش نکنید امکان جلو بردن زمان نیست .حالا شما باشین تو چنین حالتی کی باطری ساعتو بر می دارین ؟؟؟؟؟

   + nava neshat - ۱:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٤

 

تو دنیای اینترنت شخصیت آدمها رو می شه از رو آیدی که برای خودشون انتخاب می کنن حدس زد وآدیشون مثل ارائه بلیط تو اتوبوس نشان دهنده شخصیتشونه تو وب لاگها هم نوشته ها، کامنت گذاشتن یا حتی نذاشتن کامنت یه جوری ویژگیهای طرف رو نشون می ده ولی با حال ترین آدمها اونهاین که برای خودشون پیغام می ذارن .....

   + nava neshat - ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۳

تلخ

اینروزها عینه عنکبوت منتظرم تا  لابلای حرف دیگران نظراتشونو راجع به خودم ضبط کنم و کلی پایین و بالا می کنمش تا ببینم درسته یا نه !شاید به خودم شک کردم نظراتی مثل اینها : تو کلا (کلن ) حرفهای مردم رو زیاد جدی می گیری !!!   ولی اینکه یکی ادعا کنه که  من تلخ شدم یه کمی بی انصافیه !! یعنی من واقعا تلخ شدم؟؟؟؟؟

   + nava neshat - ۳:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٢

رفتم خونه بابو

این تلویزیون لعنتی باز این شعر ای دو سه کوچه زما دورتر رو پخش کرد ای بابا یکی این آهنگ رو از رو زمین حذفش کنه که من هیچوقت نتونستم مثل آدم گوش کنم بهش ...اومدم یه دوری بزنم تو این دنیای مجازی وب لاگ دنیای تنهایی رو دیدم خدایا چرا این همه تنهایی و دلتنگی وجود داره !!! من دلم می گیره از این همه غصه !!! خدا با تواماااااااااااااااااااااااااااااااااااا

نمی دونم چرا من اسم اینجا رو گذاشته بودم غار تنهایی !!باید دنبال یه اسم بهتر باشم براش

********************

می گن هر کاری اولش سخته یه بار دزدی عکس کردم حالا دیگه وارد شدم ولی دزدی عکس هم می چسبه بعضی وقتها

   + nava neshat - ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۱

 

   + nava neshat - ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢۱

انرژی مثبت

خب تپل مپل من که حالا دیگه یه باربی تمام عیار شده هم اومد دو سه ساعتی پیشش بودم اما وقتی بر میگشتم خونه عینه کسانی که از جشن عروسی یا مهمانی خیلی شاد بر می گردن خوشحال بودم بعد مدتها به این همه انژی مثبت واقعا نیاز داشتم ...قدر داشته هامونو بدونیم و از تک تک لحظات استفاده کنیم

************************************

   + nava neshat - ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٢٠

ايجاد ارتباطات

بچه های تنبل این زمونه

:خاله ببین من تو رو کشیدم

:خوب کشیدی خوشگلم ببینم می تونی با پاکننت منو پاک کنی از رو زمین

:اییییییییییییییییی واییییییییییییییییییییییی خسته می شم آخهههههه می خوای کاغذ رو پاره کنم ؟؟؟؟!!!!!!

*************************************

از آدم خری مثل خودم ،آپدیت یاهو مسنجر، آدم ترسو ،بعضی اخلاقهای گند رئیسم اینها چیزی که شدیدا فعلا ازشون بدم می آد از چی خوشم میآد هم فعلا که چیزی یادم نمیآد باید بگردم دنبالشون چدی من از چه چیزهای خوشم می اومد؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 ******************************

خیلی دلم تنگه برات تپل مپل من کمتر از یه روز دیگه می بینمت امیدوارم به بهونه دیدنت دست به عقده گشایی نزنم و یه وقت زار نزنم ضایع شم ...

*******************

آهان یکیش یادم اومد شعرهای داریوش رو دوست داشتم .....قلندرم

*************

امسال یه چیزی خواستم ازت خدا جون برای این کیمیای مهربون میدونی که لیاقتش خیلی بیشتر از این حرفاست روم رو زمین نزنی یه باراااااااااااااااااااااااااااااا

در ادامه ماجرای بچه های تنبل این زمونه اینکه تازه امروز اولین جلسه رسمی کلاس تشکیل شد خوب خوبیش اینه که علاوه بر ظاهر اجغ وجغ و یا شاید هم اجق وجقشون خیلی بنظرم دوست داشتنی اومد این کلاس ....از کار خودم خنده ام می گرفت مثل طوطی حرف می زدم و تو ذهنم چیزهای دیگه می گذشت آخی این دماغش چرا اینجوری شدید شکسته !!اوه اونو باش فقط

sms بازی میکنه خب بابا تو هم باشی رو ویبره می ذاری تو کلاس و جواب می دی به sms ولش کن فکر کن که داره با مداد تراشش بازی می کنه و جالبترین چیزی که شنیدم جواب خیلی جدی یکی از بچه ها به این سئوالم بود که بچه ها تعریفتون ازکامپیوتر چیه ؟وسیله ای برای ایجاد ارتباطات هست جدی که اینترنت باعث پیشرفت کامپیوتر تو ایران شده

   + nava neshat - ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱٩

قايقي خواهم ساخت

یه زمانی فکر می کردم زندگی کردن تو کشور خودم به هر چیزه دیگه ای بیشتر می ارزه اما حالا اصلا اینطور فکر نمی کنم اصلا دولت و حقوق بشر و آزادیهای اجتماعی  رو می ذارم کنار . با این فرهنگ چی باید کرد ؟؟؟؟ خوبیها و بدیهاشو می ذارم تو ترازو ٬کفه خوبیهاش تو آسمونه و کفه بدیهاش زیر زمین .... تو فرهنگ ما الویت خواست خود آدم حتی بعد از اولویت  انتظار همسایه تون از شما ٬قرار می گیره.......حتی اگر فرض محال تمام این حرفها اشتباه باشه باز می ارزه که آدم خودشو فنا کنه که نسل بعدش اینجا دست و پا بسته نشه ......

***********************************

دیگه زیادی دارم اینجا چرت و پرت می نویسم

*************************

قايقي خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
دور خواهم شد از اين خاك غريب
كه در آن هيچ‌كسي نيست كه در بيشه عشق
قهرمانان را بيدار كند.

قايق از تور تهي
و دل از آرزوي مرواريد،
هم‌چنان خواهم راند.
نه به آبي‌ها دل خواهم بست
نه به دريا.....
هم‌چنان خواهم راند.
هم‌چنان خواهم خواند:
"دور بايد شد، دور."
مرد آن شهر اساطير نداشت.
زن آن شهر به سرشاري يك خوشه انگور نبود.

هيچ آيينه تالاري، سرخوشي‌ها را تكرار نكرد.
چاله آبي حتي، مشعلي را ننمود.
دور بايد شد، دور.

***************

اینجا هم آهنگهای قشنگی هست  

   + nava neshat - ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱۸

بهار زيبا

شیپور عزیز اصطلاح جالبی رو بکار برده و برام پیغام گذاشته که"" شما که مدتها آچمز شده بوديد ...."" جدا هم زندگی شبیه یه بازی شطرنجه درست زمانی که انتظارشو نداری مات می شی البته شاید هم همه مثل من آماتور نباشند تو این بازی ولی قشنگترین قسمت بازی زمانی هست که اجازه می دی حریفت اونجوری که دلش می خواسته بازی رو تموم کنه.

هوا امروز بینهایت خوبه، تو این کشور که هیچ چیزی نیست برای دلخوشی آدم می مونه فقط یه آب و هوای خوب و طبیعت زیبا .که می خوام همین حالا برم سراغش من که رفتم بابای....جای همه تون خالی

   + nava neshat - ۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱٧

 

پروردگارا
به من آرامش ده‏
تا بپذيرم آنچه را كه نميتوانم تغيير دهم
دليري ده
تا تغيير دهم آنچه را كه ميتوانم تغيير دهم
بينش ده
تا تفاوت اين دو را بدانم
و مرا فهم ده
تا متوقع نباشم

دنيا و مردم آن بايد مطابق ميل من رفتار كنند

 «خليل جبران»

من می ترسم از آدمهای که ساده میگذرن از کنار دیگران و براحتی ورق می زنن برگهای دفتر زندگی رو

**********************************************

هميشه عاشق تنهاست . و دست عاشق در دست ترد ثانيه هاست . و او و ثانيه ها مي روند آن طرف روز. و او و ثانيه ها روي نور مي خوابند. و او و ثانيه ها بهترين كتاب جهان را به آب مي بخشند........ 
سهراب .

******************************

شکسپير ميگويد بدترين گناه اين است که به کسي که تو را راستگو ميپندارد دروغ بگويي

   + nava neshat - ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱٥

سیزده بدر

امسال روز 13 بدر با بارونی که اومد کل برنامه ریزیها برای در کردن 13 و نحسی آن  بهم خورد ولی یه چیزی جالب بود برام پنج شش اس ام اسی که امروز به من رسید همش این بود  ||||||||||&||||||  

enha sabzeye13 bedare! un vasatisho baraye residaneh to be hameye arezoohat gereh zadam .13 bedar khosh begzareh!

یا می شه اینجور تصور کرد که فقط همین یه دونه اس ام اس ساخته شد برای امروز یا اینکه می شه اونو به فال نیک گرفت !!؟؟

*********************************

شما هم فکر می کنید سرعت حد تو طبیعت سرعت نوره؟؟؟من که می گم سریعتر از اونم هست وقتی می تونی با فرسنگها فاصله خیلی چیزها رو حس کنی و یا خوابهای که خیلی زود تعبیر می شه اینها سرعتهای بینهایتی هستند که حتی سریعتر از زمان هستند و مکان در مقابل اونها معنی نداره !!!!

   + nava neshat - ٥:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱۳

جوگيری

دیشب که داشتم وب لاگ تنهای تنها رو می خوندم کوچولوی مو صاف که عشق فندقی منه دوید جلو و با ذوق گفت خاله این خانومه چقدر شبیه توئه !!! حالا از من انکار از اون اصرار تازه میگه که خاله تو که خودت رو نمی بینی من می بینم تو رو تازه تو این بلوز رو هم داری  خلاصه من هم بدین دلیل جوگیر شدم و این عکس رو کش رفتم از وبلاگ و می ذارم این گوشه  

************************

پ.ن:نیم ساعتی می شه تصویر رو عوض کردم اما هنوز این فرشته خانوم اینجا دیده می شه احتمالا   آقای بو ترابی هنوز از مسافرت و تعطیلات برنگشتن !!

**********************

اینجا هم موزیکهای خوبی هست ...الهه عشق

******************

در مبحث تولید نرم افزار پدیده شکست نرم افزار یک پدیده قابل قبول و پذیرفته شده است حالا تو سیستم خلقت اشرف مخلوقات چی؟؟؟؟من که این شکست رو به وضوح میبینم حالا علت شکست تو تعریف مشخصات سیستمه یا عملکرد ها و یا حتی شاید بعضی زیر سیستمهای دیگه نمی دونم، خداجون یه تجدید نظری بکن !!توسعه ای تکاملی چیزی !!!!

خدا:فضولی مگه بچه ، تو کلاهت رو بچسب باد نبره !!!

   + nava neshat - ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٩

 

ساعت۳:۱۷ صبحه روز چهارشنبه است .بارون قطع شده انگاری .

 ای بابا دلم رو خوش کردم به سال 86 از شروعش شدم یه جغد تمام عیار از شب تحویل سال که تا ساعت ۳:۳۰ بیدار بودم تا همین حالا کمتر از ۴ صبح نخوابیدم در عوضش صبحها خوابم تا ساعت ۱ بعد از ظهر دقیقا شبیه جغد!!

خیلی خسته ام احساس می کنم روحم از جسمم سنگین تره احتمالا ورم کرده باشه روح دیوانه من ......

****************************

در تمام لحظه ها

من دو نیمه ام

نیمی در خاطره ،نیمی در لحظه

   + nava neshat - ۳:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۸

 

یکرنگی کودکانه می خواهم

ای مرگ از آن لبان خاموشت

یک بوسه جاودانه می خواهم

سال 85 که گذشت شاید به جرات بتونم بگم که بدترین سال عمرم بود ... خیلی چیزها رو از دست دادم باورهام ،اعتقاداتم و اعتمادم و..... و در کنارش خیلی چیز ها رو هم تجربه کردم بعضی مفاهیم  راهی جز تجربه کردن برای فهمیدنش نیست ...برای گذشتن از این بحران خیلی کارهای عاقلانه و غیر عاقلانه انجام دادم کوتاه کردن موهام ،تغییر بعضی از وسایلم ،ننوشتن تو این وب لاگ،عوض کردن شکل زندگیم ،درس خوندن و خیلی کارهای دیگه که گفتنی نیست اما اعتراف می کنم که نتونستم برگردم به وضعیت بهتری در تمام این جریانات هم فقط خودم مقصر بودم تمام دردهای که کشیدم به خاطرحماقتهای خودم بود و بس قصد ندارم اینجا آه و ناله کنم و کلا علاقه ای به دادن انرژی منفی به دیگران ندارم کما اینکه بازم اعتراف می کنم که تو این مدت بیکار ننشستم و یه وب لاگ دیگه راه انداختم که هیچ خواننده ای نداره گاهی بعضی افراد که تو وب گم شدن اونجا پیداشون می شه اونجا بی نهایت راحترم برای تخلیه ذهنم ... اما تصمیم گرفتم به جای اینکه چشماهام رو ببندم و بپرم جلو برگردم عقب سر جای اولم و این بار با قدمهای محکم تری برم جلو وبا چشمهای باز ... باز بشم همون آدمی که همیشه می گفت یاد گرفتم تو زندگیم مثل مارمولک بارها و بارها دمم رو ترمیم کنم .........

*******************************************************

حالا به رسم آقامون که دلبره و دلا رو می بره و هر سال هم یه اسم می ذاره روی اون سال می خوام یه اسم بذارم رو سال 85 البته کاملا برعکس ایشون یعنی آخر سال اسم می ذارم رو اون سال ...فعلا سال 85 رو سال " کویسشن مارک "نامگذاری می کنم تا سال بعد ...... امیدوارم تا پایان امسال بتونم با جرات تمام بهترین اسم رو برای سال 86 انتخاب کنم امیدوارم ...

 ******************************************

این همه اعتراض به فیلم 300 برام عجیبه اونم از صدا و سیما !!!!تمام کتابهای تاریخمون تو مدارس و فیلمهای تاریخمون پره از توهین و بد وبیراه به شاهان ایران و خونخواریشون ،اونها توهین به پیشینیانمون نیست ؟؟؟؟بابا ول کنید این فیلم مربوط به قبل انقلابه !!!

 

 

 

   + nava neshat - ٩:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/٦