زندگی رسم خوشايندی است

من به سيبی خوشنودم
و به بوييدن يک بوته بابونه .
من به يک آينه يک بستگی پاک قناعت دارم .
من نمی خندم اگر بادکنک می ترکد .
و نمی خندم اگر فلسفه ای ماه را نصف کند.
من صدای پر بلدرچين را می شناسم
رنگ های شکم هوبره را اثر پای بز کوهی را
خوب می دانم ريواس کجا می رويد
سار کی می آيد کبک کی می خواند باز کی می ميرد
ماه در خواب بيابان چيست
مرگ در ساقه خواهش
وتمشک لذت زير دندان هم آغوشی .



زندگی رسم خوشايندی است .....

   + nava neshat - ۱٠:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۳/٢٩