این روزها وحشتناک حالم بده ...... اگه  به  یه احمق نفهم به تمام معنا  به زور یه مدرک فوق لیسانس الهیات تقدیم کنند و به حساب ریش درازی که داره فلان پست رو بهش بدن و از بخت بد شما این بیشعور یه جورهای بشه ریسیتون شما چی کار میکنید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آدم بی منطقی که نهایت استدلالش دررابطه با حرف بی اساسی که شنیده اینه""" تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها """"

همیشه مردم اینجوری بودن یا این چند ساله این جو دوروی وریا کاری و پاپوش دوزی  رواج داده شده ؟؟؟؟؟

 

یه جورهای احساس پوچی میکنم از خودم و نوع زندگیم و اطرافیانم  خسته شدم ..... از صداقتم که بیشتر به حماقت نزدیکه از علایق و وابستگیهای که احمقانه به نظر می رسند ..................

 

ای کاش یه فرمت برا آدمها بود یا کاش تو این هوای گرم سی پی یوم می سوخت ........  

 

فکر می کنم روزهای سختی در انتظارمه ..... و شاید هم بزودی ورق برگرده ................

 

در حال  حاضر دوست دارم یه خورده این غار رو تمیز کنم ...........................

 

   + nava neshat - ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٤/٥