می کنم تنها از جاده عبور

دور ماندند زمن آدمها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزود مرا بر غمها

 

فکر تاریکی و تنهایی

بی خبر آمد تا با دل من

قصه ها ساز کند تنهایی

 

نیست رنگی که بگویید با من

اندکی صبر سحر نزدیک است

هر دم این بانگ بر آرم از دل :

وای این شب چقدر تاریک است !

 

 

وقتی به نوشته های روز دوشنبه 19 بهمن  خودم  نگاه میکنم (یه اعتراف در مورد اون متن برای کسانی که گیلانی نیستند :قاردون به معنای مقوا و خوس به معنای خوابید نه در کل یعنی همون خیابون خوابها پرنده ام کجااااااااااااااااااااا بود) و اونو با متن بعدی مقایسه می کنم می بینم واقعا چقدر آدم باید تو زندگی قدر لحظات رو بدونه و اینکه می گن آدم از فردای خودش بی خبره درسته

*****

 سایت زیبایی آقای آرش عبدی رو هم ببنید  

*****

یکی از چیزهای که من اصلا حوصله شو ند ارم سیاسته اما واقعا این روزها به قول معروف آدمه تک و پهلو به حرف  اَیه : متاسفانه طبق آمار اعلام شده بیشترین رای داده شده  به خاتمی از استان گیلان بوده اما دریغ از یه پیام همدردی از طرف ایشون اگر می شد که برای بار سوم کاندید انتخابات بشه شاید روستاییان تا حالا نجات پیدا کرده بودند بعد از گذشت 10 روز از حادثه هنوز ما اینجا هزار و یک مشکل داریم حالا خدا به روستائیان که تو بعضی مناطق کوهستانی که  تا  4 متر برف اومده زندگی می کنن   رحم کنه واقعا معنای حکومت مردمی رو فهمیدم

   + nava neshat - ٤:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۳/۱۱/٢۸