دشارژ

چقدر این صفحه بی روح و زشت شده درست  مثل خودم !!! اون آدم شاد و دیونه کجاست ؟؟؟ گرچه دیونگیم سر جاشه !!تو سال گذشته تقریبا هر ماه یه پست اینجا نوشتم  هر خط این صفحه برای من به اندازه هزار خط مفهوم و خاطره داره !!  چی می شد یه راهی داشتیم برای تخلیه حافظه ؟؟؟ مثلا یه پیچگوشتی می ذاشتم رو دماغم و یه دور ریسیت می کردم خودمو! یا یه کپی  از حافظه ام می گرفتم ومی زدم رو سی دی و پرتش می کردم یه گوشه!! می گم دیونگیم سر جاشه هنوز دلم نمی آد بریزمش دور !!!!!!!!!!!!!!!

 

احساس موشی رو دارم که یه گربه بیخیال دنیا   قبل از خوردن داره  بازیش می ده !!! یه کمی هم دارم خفه می شم !!!

 

جالبه !! همین حالا یعنی ساعت   12 شب نیم ساعت بعد از نوشتن مطالب بالا و پنچر بودن یه sms  به من رسید و من هم بیحوصله رفتم سراغش ، متنش  اینه : :ببخشید این موقع مزاحم شدم اما یه سئوال داره مثله خوره روحم رو می خوره   پدر پسر شجاع قبل از اینکه پسر شجاع بدنیا بیاد اسمش چی بوده  !! من هم کلی خندیدم و اونو برای چند نفری فرستادم و جالبترجوابهای بود که دریافت کردم   مرسی از فرستنده، پیام جالبی داشت برای من ، زندگی جریان داره  چیزهای قشنگی هم برای شاد بودن و خندیدن همین نزدیکیها هست  فقط کافیه قوی تر باشم !!!یه کمی هم بیرحمتر مثل زندگیم به اولین کسی هم که نباید رحم کنم خودم هستم

فعلا که بچه رو خر کردم بره بگیره بخوابه تا فردا هم خدا بزرگه

   + nava neshat - ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱۱/٦