معمولا سعی می کنم به افرادی اینجا نظر می ذارن سری بزنم حالا سایه عزیز چون آدرسی نذاشتی اینجا برات می نویسم

 ممنونم ازت و ای کاش می تونستم مطالب شاد و سر زنده ای اینجا بزارم که حداقل با خوندنش یه کمی انرژی مثبت بگیری نه این که سریال آه و ناله بخونی .

اما فکر می کنم دیگه انرژیم حتی برای حفظ ظاهرم تو این صفحه و صفحه زندگی واقعیم تموم شده ....حکایت مسخره ای شده ... در روز  هزاران بار برای هزاران نفر  این قضیه اتفاق می افته اما شاید  اشکال از منه که انگاری با همه فرق دارم ... و شاید هم حکایت ٬حکایت اولین هاست ....وگرنه من هم می تونستم اونقدر بخندم در جواب متنی که برای نوشتن هر کلمه اش گریه کرده بودم ....من هم می تونستم عینه همه آدمهای دور و برم زندگی کنم و دلخوش کنم به چیز های که اصلا برام ارزش محسوب نمی شه .......اما متاسفانه یا خوشبختانه اینجا تنها جایی هست که می شه راحت حرف زد ٬گوش مجانی پیدا کرد برای شنیدن این حرفها  .......  یا باید تمام عمرم تو این فاز بمونم یا من هم بشم عینه بقیه .... سعی می کنم تا زمانی که نتونم مطلب شادی بنویسم اینجا چیزی حداقل از خودم ننویسم ....

   + nava neshat - ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/٢/۱۱