شعله کبود

زندگی ترانه زیبائی است که هرگاه بعضی از ما ناساز و بی قرار با آن برخورد می کنیم و بعضی دیگر با آن همساز شده ،از قرار و آرامشی دائم برخوردار می گردیم .

مریم!به نظر میرسد که من در ترانه زندگی نه آن نا سازم و نه آن همساز ،آنچه روشن است این است که همواره در میان توده ای از مهم ،همان مهی که از سالها پیش ما را با هم الفت داده است .علی رغم همه چیز بیشتر روزها به نقاشی مشغولم و بعضی روزها در مسافرتهای زمینی ،به محلی دوردست و دامان صحرا می روم و در جیبم برای یاداشت دفتر کوچکی است ،بالاخره روزی فرا خواهد رسید که از محتویات آن چیزی برایت ارسال دارم .....................

..........................

ماری ! هر شب و روز به تو می اندیشم و همواره تو را به خاطر می آورم، زیرا در هر اندیشه چیزی از لذت و رنج نهفته است .

این نوشته ها قسمتهای از کتاب شعله کبود (نامه های جبران خلیل جبران به می (ماریا ) زیاده ) هست که اولین بار سال 81 اون رو خونده بودم و آخرش هم به این نتیجه رسیده بودم که جبران چه آدم پر روئی بوده و می چه دختر خینگی !!!!!! امروز یه بار دیگه اونو خوندم آدمها در طی سالها دیدگاهاشون چقدر عوض می شه !!!! تو دنیای که هیچ چیزش ثابت نیست حتی ما آدمها دنبال چی هستیم ما ؟؟؟؟؟

خدایا کاش تو ورژن جدید دنیا امکانی بذاری که هر کس هر ایستگاهی که خواست پیاده شه.

چند صفحه از کتابم هم که توسط کوچولویی مو صاف که بزحمت اون زمان خودکار رو تو دستش می گرفت کاملا خط خطی شده بود که من ازش لذت بردم .

********************************* 

اندر مزایای وب لاگ نویسی اینکه دنبال تصویر ی بودم که جبران کشیده بود برای می در بیشتر نامه هاش به اون اشاره می کرد (تصویر دستی ظریف و زنانه که شعله ای از آن زبانه می کشید )و اسم این کتاب هم از اون گرفته شده تا رسیدم به وب لاگ خودم انگار این کتاب رو سال ۸۲ خونده بودم و فکر کنم این شعر هم از خودم بوده که اون موقع نوشته بودمش  

در نقطه  تنهایی ایستاده ام

و به عظمت آن  می نگرم   

با آنکه می دانم چه آسان می توان آنرا در هم شکست . 

****************************************

کوچولوی مو صافم دیگه حسابی بزرگ شده و باید  کم کم دنبال یه اسم جدید باشم براش دیروز مجبور شدم من باهاش به جشن مدرسه سال بعدش برم که خیلی خوش گذشت .دیدن اون همه بچه شاد و زیبا باعث شد برای چند ساعتی ذهنم آزاد بشه و نفسی بکشم تا آخر برنامه که فرشته های خوشگل  با آهنگ جان مریم یه نمایش حرکات موزون اجرا کردن که خیلی دیدنی بود .

   + nava neshat - ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۳/۱۱