کارآفرينی

انواع مرد

مرد اروپایی : یه زن داه یه دوست دختر٬زنشو بیشتر دوست داره

مرد امریکایی : یه زن داره یه دوست دختر ٬ دوست دختر شو بیشتر دوست داره

مرد ایرانی :۴  زن داره ۱۰۰ تا دوست دختر ٬ ننه شو بیشتر دوست داره !!

ررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

خواب ديدم کبک بختم سر نداشت
گفتم اما هيچکس باور نداشت     

< دکتر طلوعی > نویسنده وب لاگ چرا اسم تو لیلا نیست البته من هرچی گشتم  نه این کتاب رو پیدا کردم و نه  این لیلا خوش شانس  رو  چون  همه  لیلا ها می گفتند خدا را شکر کن که  اسم تو لیلا نیست ولی وب لاگ خوندنی هست و  تو نوشته هاشون مثل چهره شون  معصومیت خاصی رو میشه دید زززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززززز

پیشنهاد می دم یه صفت دیگه هم به دولت مهرورزمون اضافه بشه اونم کار آفرین هست.دولت مهر ورز کارآفرین !!

 از وقتی که  کارت سوخت هوشمند مد شده تو هر پمپ بنزینی می رم یه سری جوون می بینم که می رن سراغ ماشینها و از افرادی که دارن بنزین می زنن تقاضای  ۲ لیتر بنزین می کنن و بیشتر طعمه هاشون هم خانومها هستند .اینجوری ۲ لیتر بنزین مجانی گیرشون می آد به اضافه استفاده از سهمیه دیگران .

چند روز پیش که رفته بودم پمپ بنزین گلسار در کمال تعجب دیدم یه چند تایی از این آدمها خیلی علنی با کارگرهای پمپ بنزین دسشون تو یه کاسه است و محل های برای نگهداری موقت ۲ لیتر بنزین فوق الذکر  دارن . چهره اون خانومی که بعد از اهدای ۲ لیتر از خونش ببخشید بنزینش به اون جون می گفت بجاش برام دعا کن فقط دعا  جلو چشممه !!! بعدش من هر چی دعا کردم که سراغ من هم بیاد استجابت نشد که نشد  و رفت سراغ یه ماشین دیگه تو ۲ لاین دورتر .

حالا من موندم و یه سئوال !! فکری هم برای صنف و گروه این افراد شده یا نه ؟؟؟مثلا صنف نوین متکدیان  یا صنف بنزین خواران  ؟؟؟؟؟

*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/*/

این روزها خودمو شبیه یه هیولا می بینم احساس بدی هست قابل توصیف نیست یه کتابی خونده بودم قدیما زیاد یادم نیست جزئیات داستان  اما موضوعش درگیریهای ذهنی یه مردی بود که آخرش خودش رو می دید که کم کم داره تبدیل به یه حشره چسبیده به دیوار می شه . احتمالا نویسنده کتاب  هم صادق هدایت هست  خوب فکر کنم فرصتی پیش اومده که من هم  مراحل هیولا شدن را بنویسم و یه کتابی بدم به بازار . خیلی کار دارم  

×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×،×

اول صبح ،خوندن این پیغام یادم آورد که چقدر دلم می خواست مرد بودم

vaghti 1 mard az ezdevaj mitarse, vase in nist ke az del bastan be 1 zan mitarse, balke del boridan az baghie zanhaast ke ono mitarsune

آقایان محترم زندگی کنید که زندگی برای شماست .

   + nava neshat - ٢:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۸/٦