اين شعر مسافر سهراب رو صد بار خوندم ولی باز هم برام تازه و دوست داشتنیه ....
............
نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد :
«چه سیب قشنگی !
حيات نشئه تنهايی است . »
و ميزبان پرسيد :
قشنگ يعنی چه ؟
- قشنگ يعنی تعبير عاشقانه اشکال
و عشق ٬ تنها عشق
ترا به گرمی يک سيب می کند مانوس .
و عشق و تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگی ها برد ٬
مرا رساند به امکان يک پرنده شدن .
و نوشداروی اندوه ؟
- صدای خالص اکسير می دهد اين نوش .
.......
...........................
و عشق صدای فاصله هاست .
صدای فاصله های که
غرق ابهامند .
-نه ٬
صدای فاصله های که مثل نقره تميزند
و با شنيدن يک هيچ می شوند کدر .
..............................

جدا که خوب سهرابی بود خـــــــــــــــــــــــــــوب !

هميشه از روزهای جمعه بدم می آد سکوت خاصی داره اين روز .... بسه هر چقدر ناله کردم بهتره ترتيبه اين متنو بدمو برم سراغ flash

   + nava neshat - ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۳/٩