باران

سلام اي غرابت تنهائی
اتاق را به تو تسليم می کنم
چرا که ابرهای تيره هميشه
پيغمبران آيه های تازه تطهيرند
و در شهادت يک شمع
راز منوری است که آنرا
آن آخرين و آن کشيده ترين شعله خوب می داند......

!!!همين حالا شنيدم که اردبيل برف باريده !!!! نمی دونم اين بهار ما که زمستون شده به کوری چشم کی بايد حساب شه!!؟؟؟؟

ديروز که باران شديدی می باريد من به همراه دوستان گل و باحالم طبق قرار قبلی راس ساعت ۹ صبح در مقابل چشمان متعجب همه زديم بيرون يه آلاچيق خکشل پيدا کرديم و کنار صدای پای آب رودخانه و صدای زیبای بارون که به سقف آلاچیق می خورد روز خوبی رو کنار هم گذروندیم ...
البته من که به شخصه عا شق سرمام ولی آخراش همه خيس شده بوديم و آتيش هم جوابمون کرده بود :) صرفنظر از تصادف خنده دار و کوچولوی که برای يکی از بچه ها رخ داد همه چيز عالی بود .....
دارم فکر می کنم تا چند ساله ديگه ما کنار هم می مونيم؟؟؟؟
واقعا که بايد قدر لحظات رو دونست...

   + nava neshat - ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۳/۱٦