گير چهار خطه !!! *۲

سلام سلام  100 تا سلام

 

امشب  می خوام عقده گشایی کنم آخه یه سری نظر بودم چند بار اومدم تو یه وبلاگ بنویسم گفتم درست نیست باعث رنجش کسی بشم صرفنظر کردم آخرش تصمیم گرفتم  تو  این غار کوچولویی خودم بنویسم  

 

 از این وب لاگ های که با هزار شاخ و برگ به اتفاقهای روزانه و بیشتر اوقات قصه سرائی فقط می خوان از خودشون تعریف کنن حرصم می گیره ( البته بخاطر تعریف و تمجید های که از خودشون می نویسند) با هزار کلک هم جوری می نویسن که شناخته بشن

 اگر جای رفتن و با کسی شو خی کردن حتما ذکر می شه که اون آقا 60 ساله بوده و هر شرکت و اداره ای که تشریف می برن رییس شرکت که اتفا قا جوان و خوش تیپ و مجرده به هشون نظر پیدا می کنه (   چی گفتم ) و ایشون هم بدون استثنا طرف رو خیط می کنن و بسیار باسوات و باکمالات هم هستن و ایضا عنصر مفید اجتماع  

بابا بس کنین تو رو خدا  حالا یه چند مورد ازدواج بلاگی پیش اومده شما فکر کردین چه خبره

البته خودم بارها گفتم وب لاگ باید محیط کاملا آزاد برای نوشتن  باشه ولی خب اینو نمی نوشتم خطرناک بود

 

///////////////////////////////

 

زندگی معرکه ایست که پایان ندارد

وقتی صدای یکنفر کم کم ضعیف می شود صدای جوانتری

رشته داستان را در دست می گیرد

و ادامه می دهد ...........  

 

   + nava neshat - ٩:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٧/٢٠