هذيانهای شبانه

هر غروبي، نشانی از طلوع هست .... بعد از ظلمت هر شبي، روزی نورانی می آيد .... و در پشت ابرها ......

 

 

اعتراف : این جملات زیبا رو از وب لاگ گیله مرد کش رفتم                   

 

/////////

 

امروز روز کاری سختی بود و من قاعدتا  الان باید از زور خستگی خواب باشم ولی اصلا خوابم نمی آد کلی وب لاگ خوندم ومطالب مختلف....

  سریال مزخرف با من بمان هم رو که  شکرخدا  تموم شد رو هم دیدم  حیف که نگار و فرامرز حال این دختره مغروره خودخواه رو نگرفتند    .جالبه یادم اومد که هنوز شام هم  نخوردم . کلی برنامه های مختلف تو مغزم رژه می رن که نمی دونم باید چکار کنم

یه دوست هم بهم زنگ زد که با شنیدن صداش هم خوشحال شدم و هم ناراحت !!! راستی اگر کسی یا چیزی که شما دوسش دارین  ولی اطرافیانش  یادآور خاطرات بدی باشند  برای شما چکار می کنید ؟؟دیگه سراغش رو نمی گیرید یا تحمل می کنید ؟؟؟؟؟؟

نوشته هام بیشتر به هذیون شبیه شده اوکی !! اسمش رو می ذارم هذیانهای  شبانه   

 

   + nava neshat - ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/٧/٢٩