:

امشب به دلایل متعدد یه کمی قاطم که یکیش مربوط می شه به یه دلقک

با اونکه کلی برای بهترین دوستم حرف زدم و وب لاگ و مطلب خوندم باز نرمال نشدم ( این کلمه نرمال خودش جریانی داره ولی هر چی گشتم براش معادل مناسبی پیدا نکردم تو این جمله   )

این دوست گلم حرف جالبی زد : اگر بخوای مقبول همه باشی اونوقت دیگه می شه   ریا کاری

راستش یه جورای از خودم بدم اومده از خودم و دنیایی کوچکی که دارم ........ احتیاج به یه  delete   هممزمان با کلید shift   دارم کلی برنامه عقب افتاده رو می ذارم برا شب ولی وقتی می آم خونه باز چسبیدم به ابن کامپیوتر و  اینترنت

خیلی دوست دارم جوابی برای این سئوالم پیدا کنم دختر چه مرگته ؟؟؟

  

احتمالا تا فردا حسابی ترمیم می شم ولی بهترین مطالبی که خوندم :

وب لاگ کیمیا :

صورتش خسته بود و رنگش زرد

ديده می شد نشانه ای از درد

گفتمش عاشقی؟ جواب نداد

ليک با يک نگاه مبهم و سرد

گفت جز عشق و هجر و بی خبری

چه کسی اين چنين تواند کرد ؟       

 

 راستش این شعر رو که خوندم یه کمی به خودم شک کردم

 

و ماجرای  افطار ایشان با شراب   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   + nava neshat - ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٢/۸/٢۸