غبار لبخند

اولین وب لاگی رو که بطور جدی خوندم وب لاگ کیمیا بود توسالهای ۸۱-۸۲ . قبلش چند تایی وب لاگ رو سرسری نگاه می کردم اما معتقد بودم همه وب لاگ نویسها یه جورهای کم و کسری دارن  32.gif21.gif 

از نوشته های کیمیا خیلی خوشم می اومد یه جور های نوشته هاش آشنا بود برام گرچه حال و هواش خیلی متفاوت با الانش بود همه ما تغییر کردیم ....

حالا این کیمیای هنرمند داره مامان می شه اونهم یه دختر 08.gif08.gif .

ممنون از همه دوستان خوبی که جویای حالم بودن .من خوبم ممنونم از شما 11.gif

*** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** *** ***

 می تراوید آفتاب از بوته ها
دیدمش در دشت های نم زده
 مست اندوه تماشای یار باد
مویش افشان گونه اش شبنم زده
لاله ای دیدیم لبخندی به دشت
پرتویی در آب روشن ریخته
 او صدا را درشیار باد ریخت
جلوه اش با بوی خک آمیخته
 رود تابان بود و او موج صدا
خیره شد چشمان ما در رود وهم
پرده روشن بود او تاریک خواند
 طرح ها دردست دارد دود وهم
چشم من بر پیکرش افتاد گفت
 آفت پژمردگی نزدیک او
 دشت دریای تپش آهنگ نور
 سایه میزد خنده تاریک او

سهراب سپهری

/ 2 نظر / 7 بازدید
شیپور

سلام . انگار زيادی حول زده بودم ، زياد هم عقب نيفتادم .....خوبه که بده کاريهای کامنتی مثل بده کاريهای مادی و بانگی ، آدم را دستپاچه و نصف عمر نميکنه ...آزاد است ، و بی آزار (غبار لبخند) مرا به ياد دو غبار در شعرهايی که بياد دارم ..انداخت.اما متاسفانه سنخيتی با این غبار ندارند و برعکس : ۱/ حجاب چهره تن می شود غبار تنم ....خوشا دمی که از اين چهره پرده بر فکنم (حافظ) . ۲/ زمين دلمرده و سقف آسمان کوتاه ....غبار آلود مهر و ماه.....زمستان است . (اخوان ثالث) . برای نی نی و آينده اش آرزوی توفيق و سلامتی می کنيم .

مزدور

سلام خوبه که خوبی خوب باش! خب؟ ياحق.